تا خبر رسد از آن سلیمان دورانم
من چشم انتظار او همیشه میxad مانم
منِ نادیده خورشیدِ سلیمانم،
چشم دوخته بر این خورشیدِ بیxad سلیمانم
تا خبر رسد از آن سلیمان دورانم
در مملکت وجود خویش نالانم
من چشم انتظار آن هدهدِ سلیمانم
من چشم انتظار نامه آن سلیمانم
تا خبر رسد از آن سلیمان دورانم
به غصه در وجود خویش حکم میxad رانم
من مسلمانِ حکومت آن پادشاه دورانم
من نادیده تسلیم عرشِ آن سلیمانم
تا خبر رسد از آن سلیمان دورانم
هدهدش را سفیر دیار عشق میxad خوانم
نامهxad اش را به منت به چشم میxad نشانم
سخنش را به جان بر همگان بلند میxad خوانم
تا خبر رسد از آن سلیمان دورانم
سراسیمه مملکت وجودم را به سویش میxad رانم
آخر من، دلباخته و شیفته آن پادشاه دورانم
آخر من، نادیده قدم نهاده در ملک سلیمانم
آخر من، نادیده شیفته ملک آن پادشاه دورانم(برگرفته از آیات 20 تا 44 سوره مبارکه نمل)
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی